حامد طهماسبی زاوه، فرشید ایروانی قدیم
تفسیری بر شباهت‌های موجود میان آثار فرهنگ بلخی-مروی و شهر سوخته
دو فصل‌نامه‌ی تخصصی دانش مرمت و میراث فرهنگی، دوره‌ی جدید، سال چهارم، شماره‌ی 7، بهار و تابستان 1395

چکیده: فرهنگ بلخی-مروی، پیشینه و منشأ شکل‌گیری آن، ارتباطات درون و برون منطقه‌‌ای و تفسیر برخی از شباهت‌‌ها در تولیدات و دست‌‌ساخته‌‌های این فرهنگ با مناطق هم‌جوارش، یکی از مهم‌‌ترین مباحث و مسائل باستان‌‌شناسی مرتبط با این فرهنگ است. وجود برخی از شباهت‌‌ها میان این فرهنگ و شهر سوخته، در تولیداتی همچون ظروف مرمری، مهرهای مشبک فلزی و برخی از شیوه‌‌های تدفین (تدفین‌‌های یادمانی)، بحث‌‌هایی را در رابطه با تفسیر این مدارک به وجود آورده، که عموماً این تفسیرها با مهاجرت گروه‌‌های انسانی از شمال به جنوب و یا بالعکس مرتبط شده است. مسئله‌‌ی اصلی این نوشتار، بررسی دلایل و شواهدی است که می‌‌تواند در شکل‌‌گیری یک تفسیر منطقی و قابل قبول در زمینه‌‌ی علت وجود برخی از شباهت‌‌‌‌ها میان فرهنگ بلخی-مروی و شهر سوخته در دوره‌‌ی IV این استقرار کمک نماید. در این نوشتار سعی می‌‌شود تا حد امکان به بررسی شواهد و مدارک شهر سوخته به عنوان یکی از مهم‌‌ترین استقرارگاه‌‌های جنوب شرق ایران و منطقه سیستان پرداخته شود. با بررسی و تفسیر چرایی این شباهت‌‌ها، علاوه بر رد فرضیه‌‌ی مهاجرت مردم فرهنگ بلخی-مروی به سمت شهر سوخته، می‌‌توان دلایلی برای اثبات یک روند مهاجرتی در نیمه هزاره سوم ق.م از شهر سوخته به سمت دشت‌‌های شمالی ارائه نمود.
Abstract: One of the most important archaeological topics and issues is Bactria-Margiana Archaeological Complex (BMAC) culture and its issues such as the history and origin of its formation, inside and outside regional communications, the interpretation of some of the similarities in the products of these culture adjacent areas. Since there are some similarities between the culture and Shahr-i sokhta (city burned), one of the most important settlements in the southeastern Iran and Sistan region, in products such as marble container, Metallic reticulated seals and certain burial methods (Cenotaph), there are discussions about the interpretation of these documents. Generally, these interpretations have been linked to human migration from north to south or vice versa. The main issue of this article is to study the reasons and evidences that could form a reasonable and acceptable explanation about the cause of the similarities among the culture of BMAC and Shahr-i sokhta in IV period. So it has been tried to survey the evidences of Shahr-I sokhta as much as possible. With Interpretation the reasons of the similarities, it can be proved not only the assumption of migration of BMAC people to Shahr-i sokhta is incorrect, but also it will be mentioned a new assumption about the migration of Shahr-i sokhta people to the north area in the half of third Millenary of B.C.

دریافت مقاله: دوفصل‌نامه تخصصی دانش مرمت و میراث فرهنگی



نوشته‌های مرتبط: