اکبر عابدی
پروژه های باستان شناختی سدهای ایران، کاوش‌های نجات بخشی اضطراری یا حفاظت و مرمت!!!
دوفصل‌نامه‌ی پژوهه‌ی باستان‌سنجی، سال دوم، شماره‌ی دوم، پاییز و زمستان 1395

چکیده: از دو دهه پیش با افزایش پروژه های عمرانی سدسازی در ایران، بخش عمد های از محوطه های باستانی و تاریخی کشور به زیر آب رفتند. از آنجائی که همواره تعامل مطلوبی مابین سازمان میراث فرهنگی با سایر سازمان­ها و ارگان‌ها وجود نداشته، بودجه اختصاص یافته به مطالعات و پژوهش­ های محوطه های پشت سدها همواره با تأخیر و اولویت آخر بوده است. تبعات چنین وضعیتی، کاوش­ های اضطراری ضرب‌الأجلی و سریع است که در برخی مواقع چنین شتاب‌زدگی در کاوش­ها مسلماً کیفیت مطالعات را تا حد زیادی پایین می­آورد. از دید علمی و تخصصی، و با توجه به تجربه سرپرستان کاوش در این حوزه، عموماً بر این باورند که صرف کاوش ضرب‌الأجلی، تنها و مطمئن‌ترین راه برای حفظ و صیانت از میراث فرهنگی چندین هزارساله نیست. چراکه با توجه به وقت کم و عدم بودجه کافی برای پروژه­ های باستان‌شناختی سد، مسلماً بخش اندکی از محوطه های باستانی مورد کاوش قرار می گیرند. تجربه کاوش های انجام شده در سد های مختلفی ازجمله سد سیوند، سیمره، گتوند و غیره نشان می­دهد که از مجموع بیش از یک‌صد محوطه پشت سدها، تنها تعداد انگشت‌شماری در طی یک یا دو فصل مورد کاوش قرار گرفته­اند که آن‌هم شاید کمتر از 10 درصد هرکدام از محوطه های کاوش شده است که طبیعتاً نمی­تواند راهکار مناسبی جهت انجام پروژه­ های مطالعاتی باشد. همچنین استفاده از قایق یا بلم جهت رفتن سر محوطه ها و نیز مشکلات عدیده دیگر که در این راستا گریبان­گیر متخصصان باستان­شناسی است، می­بایست بر شتاب‌زدگی کاوش‌ های اضطراری افزود. باز کردن گمانه­ های مختلف با ابعاد 2×2 یا 5×5 یا 10×10 متر و غیره زمینه را جهت نفوذ آب سد به عمق محوطه ها فراهم می‌سازد. اما تجربه مهر و موم‌ های اخیر نشان می‌دهد که عمر این سدها بیش از یک سده نیست و اصولاً بعد از مدتی که کارایی سدها پایین می‌آید آرام‌آرام این سدها رها شده و آب از پشت سدها خالی می‌گردد. نمونه­ های زیادی در مورد خشک شدن رودها و بیرون آمدن چندین محوطه باستانی در زیر یا بستر رودخانه وجود دارند که نشان می­دهند نه‌تنها این محوطه ها در طول سالیان متمادی با وجود در زیر آب ماندن از بین نرفته‌اند، بلکه زمینه مساعدی جهت مطالعه این آثار در عصر حاضر فراهم گردیده است. تنها آسیبی که در طی این سال­ها به این محوطه ها وارد آمده، نفوذ آب و شکل‌گیری یک لایه سیاه و خاکستری رنگی است که در لایه‌ های سطحی محوطه ها قابل مشاهده است. پس می‌توان چنین نتیجه‌گیری کرد که در صورت یک مرمت صحیح و علمی به منظور جلوگیری از نفوذ آب به مدت یک سده، شاید بتوان زمینه مساعدی جهت حفاظت محوطه های پشت سدها فراهم ساخت...

دریافت مقاله: سایت نشریه پژوهه باستان سنجی

به‌اشتراک‌گذارنده: بهروز جلوداریان بیدگلی



نوشته‌های مرتبط: