سیده‌فرنوش حسینی
بررسی نقد در حوزه ی مرمت آثار میراث فرهنگی با تأکید بر نقد مخاطب محور
پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد، دانشکده‌ی هنرهای کاربردی، دانشگاه هنر، 1392
استاد راهنما: علی زمانی فرد

چکیده: درکِ میراث‌فرهنگی به‌عنوان درپای انسان در طول تاریخ، حرکتی است اجتماعی که علاوه بر اهمیت حفاظت کالبدی اثر، به درک مخاطب و ارتباط متقابل وی با اثر تاریخی توجه دارد. از طرفی، مأموریت اصلی مرمت‌گر، حفاظت از اثر هنری به‌منظور صیانت از تاریخ و فرهنگ گذشتگان است که در سایه‌ی پُررنگ‌کردنِ نقش و حضور فعال مخاطب آثار و درک وی از مرمت میراث‌فرهنگی به‌بار می‌نشیند. لذا پژوهش حاضر بر آن است با معرفی مخاطب فعال به‌عنوان موثرترین عنصر در چرخه-ی مرمت آثار میراث‌فرهنگی و هم‌چنین با نگاهی کوتاه بر انواع نقد و جامعه‌شناسی مرمت آثار میراث فرهنگی و با تمرکز بر نقد مخاطب محور به‌عنوان نقدی کارآمد در زمینه‌ی حضور، مشارکت و درک مخاطب از اثر تاریخی، الگویی را معرفی کند که ضمن ورود مفاهیم میراث‌فرهنگی به حوزه‌ی عمل، ارزیابی آثار مرمت شده را از دو جنبه فراهم آورد: مطابقت با اصول و مبانی نقد ساختارگرا در حوزه‌ی علمی و فنی و درک مخاطب بر پایه‌ی نقد پساساختارگرا تا از این طریق بتواند گامی در جهت تقویت حضور و نقش نقد و درک مخاطب در حوزه‌ی مرمت آثار میراث-فرهنگی بردارد. نوشتار حاضر، پژوهشی توصیفی – تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتاب‌خانه‌ای، مشاهدات میدانی و مصاحبه است. بدین منظور پس از معرفی چهار موزه‌ی ملی، ملک، مقدم و جواهرات، با تحلیل پرسش‌نامه‌های به‌دست آمده از جامعه‌ی آماری مورد نظر، مصاحبه با متخصصین مرمت، جدولی بر مبنای الگوی پیشنهادی نقد ساختارگرا و پساساختارگرا طراحی شده است تا از این طریق علاوه بر آسیب‌شناسی وضع موجودِ حضور و نقدِ مخاطب و ارائه‌ی راهکارهای ارتقاء نقد مخاطب محور و پاسخ‌گویی به نیاز مخاطب فعال در جغرافیای ایران زمین را ممکن سازد. نتایج این تحلیل حاکی از آنند که حوزه‌ی مرمت آثار میراث‌فرهنگی در زمینه‌عمل، حضور و نقد مخاطب از سایر حوزه‌های هنری و ادبی بازمانده است. بنابراین، تقویت جنبه‌های ارتباط و پاسخ‌گویی به نیاز مخاطب فعال موثرترین راهکار پیشنهادی است.

مشاهده‌ی صفحات اولیه: پایگاه اطلاعات علمی ایران (گنج)



نوشته‌های مرتبط: