آسیب شناسی ساختارهای گچی(۲)

م.میش مست
در نوشته‌ی قبل پدیده ی آسیب شناسی ساختارهای گچی را از نگاه میکروسکپی بررسی کردیم. در این نوشته با ذکر یک مثال تقریبا ذهنی در ترکیب با نمونه های تاریخی که می توانند بیانگر آسیبهای فوق باشد به ارزش مفهوم آسیب شناسی و اهمیت مرمتی آن از نگاه من خواهیم پرداخت( بی تردید امکان درست نبودن نگاه من وجود دارد، که مثالها و نقد شما می تواند آن را نشان دهد). از طرف دیگر امیدوارم در این نکته که هر اثر شرایط ویژه ی خود را دارد و فن شناسی، آسیب شناسی و شیوه ی مرمتی برخورد با آن یکتا است هم عقیده باشیم؛ با این پیش فرض ها به ادامه مطلب می پردازم.
شیوه ی کاربرد یک ماده، (در گستره ی آثار تاریخی) همراه با نگاه فعلی جامعه ی صاحب اثر به آن، ارزش آن اثر را تعریف می کند. مسجدی را مربوط به قرن ۹ هجری قمری در نظر بگیرید که حاوی این سه نوع استفاده از گچ به عنوان ماده ی تاریخی باشد. اول یک  گچبری پرکار با آیه ای ازقرآن در محراب، دوم یک قطاربندی مقرنس در گنبدخانه و سوم اندودی بی آرایش در وضوخانه. به نظرم! در نگاه  اولیه  برای نمازگزاران، متولیان مسجد و حتی کارشناسان میراث فرهنگی در مرحله ی اول ارزشمندترین قسمت گچبری حاوی آیه ی قرآن در محراب است، سپس قطار بندی تزئینی و در نهایت اندود وضوخانه چیز خاصی نیست و هیچ بعید نیست در اولین طرح گسترش وضوخانه با اجازه ی میراث فرهنگی تخریب شود. تصور این  موضوع سخت نیست که چند سال بعد با کشف غیر اصیل بودن گچبری محراب ارزش آن نزد کارشناسان تغییر کند و قطار بندی گنبدخانه به خاطر اصالت تاریخی مهمترین ساختار گچی مجموعه شمرده شود؛ اما زمانی طولانی از این تغییر ارزشی نگذشته که مرمتگری!! کشف می کند که اندود وضوخانه شگفت ترین ساختار گچی موجود است چرا که بعد از گذشت قرنها در مجاورت آب سالم و استوار باقی مانده است و تلاش شبانه روزی مرمتگر محترم منجر به کشف تکنیکی فراموش شده در استفاده از گچ در آثار تاریخی می شود و در نتیجه باز با جابجا شدن ارزشها مواجه خواهیم بود. هرچند که شاید همچنان نمازگزاران آیه ی گچبری شده ی قرآن موجود در محراب را ارزشمندتر بدانند( اینجا با دو پرسش عمیق تر فلسفی! و مرمتی مواجه خواهیم بود. اول اینکه جامعه ی کاربران و صاحبان اثر به خاطر این تغییر ارزش، چند تکه شده است.  نکته ی جالب دیگر نتیجه ی مستقیم و مرمتی این چند پاره شدن است، اینکه با این بودجه ی اندک میراث فرهنگی کدام ساختار گچی را مرکز توجه مرمتی قرار دهیم!؟).
به نظر من پاسخ به پرسش بالا و این که در مقابل این سه ساختار فرضی چه باید بکنیم، دقیقا برمیگردد به شناخت ارزشهای فرض شده و در عین حال آسیب شناسی سه نوع متفاوتی از “گچ ساخته ها” که با آنها روبرو هستیم. چه آسیبی در کدام گچ ساخته ی مورد نظر رخ داده است و چه تهدیدی برای هویت ارزشی و مادی خود اثر در مرحله ی اول، و مسجد مورد نظر در مرحله ی دوم وجود دارد. من فکر می کنم که رابطه ی عمیق فن شناسی، آسیب شناسی، مبانی نظری و روند مرمتی در چنین موقعیتهایی است که خود را نشان می دهد و ارزش ویژه ی آسیب شناسی در میان چهار مورد بالا در چنین شرایطی است که برجسته می شود.
طبیعی است که تصویری از این مسجد فرضی و تزئینات فرضی که برای آن ساخته ام ندارم، که بتوانم با عکس آسیبهای رخ داده را نشان دهم! اما اجازه دهید چند تصویر بناهای مختلف را که گچبری های اصیل آنها  از لحاظ  آسیب شناسی شباهتهایی با فرضیات من دارند، را کنار هم بگذارم و به فرضیه پردازی های خودم ادامه دهم.
فرض می گیرم که کشف می کنیم که گچبری محراب انیدریته شده است ( اینجاست که باید مرمتگر باهوشی باید کمی به من خرده بگیرد که اگر گچبری محراب جدید وتقلبی است که نباید به همین راحتی انیدریته بشود! بگذریم!)
seyed shams aldin (54)
 
خوب چه اتفاقی در این گچبری انیدریته شده از لحاظ آسیب شناسی و بصری افتاده و چه خطراتی ماهیت وجودی و مادی آن را در گذر زمان و شرایط موجود این اثر تهدید می کند!؟ چیزی که می بینیم ترکهای انقباضی است که در اثرفرآیند انیدریته شدن رخ داده است و آزمایشها هم وجود آن را تایید کرده اند( در واقع عکس مربوط به کتیبه ی از بقعه ی سید شمس الدین یزد است که حضور فاز غالب انیدریت در آن در پایان نامه ی خانم اصفهانی پور نشان داده و تایید شدند.) خوب چه نتیجه ی مرمتی از این آسیب شناسی به دست می آید؟ اگر به تصویر دقت کنید می بیند بخشی از سطح قسمتهای ترک خورده جدا شده اند اما کل ساختار آسیب چندانی ندیده است. ساختار انیدریته شده بر خلاف ساختار پودری شده از استحکام مناسبی برخوردار است و اگر آسیب مکانیکی بخشهای ترک خورده را از هم جدا نکند؛ مشکل چندان دیگری برایش ایجاد نمی شود( این نکته را از لحاظ فنی می شود حدس زد اما درست نمی دانم که امکان برگشت به فاز ژیپس در چه شرایطی وجود دارد و این برگشت چه خطری می تواند داشته باشد). خوب لطفا این جمله را نسخه پیچیدن من نبینید، اما اگر ساختاری انیدریت شده و ریز ترکهای انقباضی آن هم چندان خطرناک نیستند نگران نباشید یا حداکثر فکری برای ریز ترکها بکنید.
از طرف دیگر قطار مقرنس را به یاد آورید که در گنبد خانه بود. فرض کنید که رطوبت نزولی از سقف باعث شده که گچبری دچار پدیده ی پودری شدن شده باشد( تصویر از آقای صیاد شهری)
خوب اینجا دو نکته ی فن شناسی و آسیب شناسی برجسته می شوند، نخست اینکه این ساختار در معرض خطر شدید ناشی از پودری شدن است و به راحتی کل فرم ظاهری و ساختار مادی خود را از دست خواهد داد و از طرف دیگر ساختار تاریخی اصیلی است. به نظر من اینجا دیگر حتی فراتر از برگشت پذیری باید تا حد ممکن ماده ی اصلی و فرم اصلی را حفظ کرد حتی به قیمت اشباع کردن ساختار موجود از پلیمری مصنوعی.
البته در ارتفاع قرار داشتن این قسمت می تواند بخشی از آسیبها مانند آسیب مکانیکی با رفت و آمد آدم و… را کاهش دهد اما از طرف دیگر همین دوری از دسترسی کنترل و تشخیص آسیبهای پیوسته یا درحال رخداد را سخت می کند پس بهتر است تا حد ممکن از شر آسیبها راحت شد( تقریبا راحت شد).
emam zadeh.HA (5)
 
اما مورد سوم؛ همانطور که در پیشفرض بود خود ساختار مقاومت شیمیایی و فیزیکی مناسبی در مقابل عوامل معمولی دارد اما وقتی که صحبت عوامل انسانی عزیز می شود!! دیگر هیچ اثری در امان نیست. در این حالت اگر آسیب انسانی همچون افراد نا آگاه تهدیدی برای کلیت اثر به شمار نمی روند خوب می شود کلا در آرامش نشست که خوب اثر آسیبی نخواهد دید. اما حتی در چنین مواردی من ترجیح می دهم برای پیشگیری از آسیبهای انسانی فرضی، با افزایش حکم ارزشی اثر آن را در مقابل چنین پدیده هایی بیمه کنم ( نگاه ایده آل گرای من را می بخشید، بی تردید در شرایط اضطراری آثار تاریخی ایران من هم عملگرا تر می شوم). مثلا لایه ای شیشه ای بین این اندود و فضای قبلی هر چند هیچ اثری در روند حفاظت مادی اثر ندارد چون خود اندود به اندازه ی کافی مقاوم است اما از دیگر سو کاربران این تصور را برای وضوگیرندگان و کاربران روزانه ایجاد می کند که با ساختاری خاص و ارزشمند مواجه اند و همین کنجکاوی در مقابل ساختار ساده ی اندود می تواند اثر نگهدارانه ی بسیار زیادی داشته باشد. بی تردید هیچ کس قصد دزدیدن این اندود را نخواهد کرد و شکستن یا ترک برداشتن شیشه هم می تواند کاربران روزانه را حساس کند که مراقب اثر جدیدا ارزشمند شده باشند و به مسئولان هشدار دهند که شیشه ی محافظ اندود ترک برداشته است!!
در  هر سه مثال ذکر شده دیدیم که نوع آسیبهای رخ داده در کنار مشاهده و پیش بینی احکام ارزشی آن در حال و آینده در هماهنگی با آسیب شناسی اثر در این دو زمان می تواند به تصمیم گیری های مفیدتری برای نگهداشت اثر منجر شود.
 
 
 
 

دیدگاه دیگران در مورد این نوشته:

  1. توضیح در مورد نقش مرمتگر (یا بطور کل نگاه مرمتی متولی اثر) در بازگرداندن ارزش به اثر تاریخی و تاثیر آن در برخورد مرمتی خیلی خوب بود. جهت رعایت کپی رایت باید بگم که عکس مربوط به بقعه امامزاده خداشاه (بخش جغتای سبزوار) هست که در کار آسیب شناسی تزئینات بناهای تاریخی خراسان انجام دادیم و این عکسو بهنود ساپوش گرفته.

    1. سلام،
      حامد عزيز مرسي بابت ديدگاهي كه نوشته بودي. نكته اي كه در مورد بازگرداندن ارزش به اثر توسط مرمتگر گفته بودي كمي با ديدگاه من متفاوته!! نگاه من به اين موضوع، توليد يه ارزش جديد توسط مرمتگر هست. اين ارزش جديد حاصل نگاه و تفسير مرمتگر يا پژوهشگر هست كه ميتونه نتايجي همچون نگهداري بهتر اثر رو هم در پي داشته باشه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نوشته های مرتبط

متنی که میخواهید برای جستجو وارد کرده و دکمه جستجو را فشار دهید. برای لغو دکمه ESC را فشار دهید.

بازگشت به بالا